تبلیغات
معجزات پیامبران و امامان - کمک خواستن آهو از پیامبر (ص)
معجزات پیامبران و امامان
اعطنی بمسئلتی ایاک جمیع خیر الدنیا و جمیع خیر الاخره
 
تاریخ : دوشنبه 14 مرداد 1392 | نویسنده : مهدی عبدالهی

ام سلمه می‎گوید: روزی پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله در صحرا بودند كه ناگاه صدائی شنیدند كه می‎گفت؛ یا رسول الله، حضرت به اطراف نظر كردند كسی را ندیدند، بار دیگر صدائی شنیدند ولی متوجه صاحب صدا نشدند، در مرتبة سوم كه صدائی شنیدند و اطراف را با دقت نظر كردند، آهوئی را دیدند كه بسته شده است، آهو به سخن آمد و گفت: یا رسول الله این أعرابی (عرب بادیه نشین) مرا شكار كرده است و من دو طفل در این كوه دارم، ضامن من شوید و مرا رها كنید كه بروم و بچه‎هایم را شیر دهم و برگردم، حضرت از او اقرار گرفتند و فرمودند: حتماً برمی‎گردی؟ آهو گفت: اگر برنگشتم خدا مرا عذاب كند مانند عذاب عشاران كه عذاب آنها بسیار سخت است (عشاران كسانی هستند كه راه را بر مردم می‎گرفتند و از آنها باج طلب می‎كردند) پس حضرت او را رها كردند و آهو رفت تا بچه‎های خود را شیر بدهد و برگردد وقتی كه آهو نزد فرزندان خود رسید، قضیه پیامبر و خودش را برای بچه‎ها تعریف كرد، بچه آهوان تا این ماجرا را شنیدند، به مادر خود گفتند؛ رسول خدا ضامن تو گردیده و منتظر می‎باشد، ما شیر نمی‎خوریم تا به خدمت آن حضرت برویم، پس با شتاب خود را به پیامبر اكرم رساندند و بر آن حضرت ثنا گفتند و صورت خود را بر پای مبارك حضرت مالیدند.

آن مرد أعرابی كه یهودی بود، تا این حالت را از آهو و بچه‎هایش مشاهده می‎كند شروع به گریه كرده و مسلمان می‎شود و می‎گوید:

«أشْهَدُ أنَّ لا إله‎ إّلا الله وَ أنَّكَ رَسوُلُ الله» و آهوان را رها می‎كند و در آن مكان كه این جریان رخ داده مسجدی بنا می‎كنند و حضرت زنجیری در گردن آن آهوان برای نشانه بستند و فرمودند: حرام كردم گوشت شما را بر صیادان.





منتهی الآمال ، ص 42





طبقه بندی: محمد مصطفی (ص)، 
برچسب ها: معجزات پیامبران و امامان،
آرشیو مطالب
آخرین مطالب
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب ارسال شده: عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

قالب وبلاگ