تبلیغات
معجزات پیامبران و امامان - سگی كه پای منافقان را گاز می‎گرفت
معجزات پیامبران و امامان
اعطنی بمسئلتی ایاک جمیع خیر الدنیا و جمیع خیر الاخره
 
تاریخ : دوشنبه 14 مرداد 1392 | نویسنده : مهدی عبدالهی

پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله با اصحابشان در مسجد نماز خواندند و بعد از نماز حضرت صورت كریمشان را به سمت اصحاب كردند و با آنها مشغول صحبت شدند، در این موقع مردی از انصار آمد و گفت: یا رسول الله وقتی كه من قصد داشتم به مسجد بیایم و با شما نماز بخوانم سگ فلان ذمی (اشخاصی كه مسلمان نیستند مثل یهود و نصاری را ذمی می‎گویند) به من حمله كرد و لباسم را پاره كرد و پایم را مجروح كرد و مانع شد كه من به نماز شما برسم، روز دیگر باز شخص دیگری آمد كه از اصحاب حضرت بود و گفت: یا رسول الله وقتی كه به طرف مسجد می‎آمدم، سگ فلان ذمی به من حمله كرد و لباسم را پاره نمود و پایم را مجروح كرد، پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله فرمودند: هنگامی كه سگ درنده می‎شود ،كُشتن او واجب است، سپس پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله بلند شدند و حركت كردند به سمت خانة آن مرد ذمی و اصحاب حضرت هم به دنبال ایشان حركت كردند، تا به در خانة او رسیدند اَنَس كه یكی از همراهان آن حضرت بود در خانة آن مرد را زد، آن مرد از درون خانه صدا زد  چه كسی در را می‎كوبد؟

انس گفت: رسول خدا پشت در هستند، پس آن مرد ذمی بسرعت در را باز كرد و آمد  نزد حضرت و گفت : پدر و مادرم فدای شما ای رسول خدا ، چه شده است كه شما به در خانة من آمده‎اید در حالی كه من پیرو دین شما نیستم و اصلاً می‎فرمودید كه من به خدمت شما برسم ، پیامبر اكرم فرمودند: كاری داشتم كه به اینجا آمده‎ام ، بعد حضرت فرمودند: سگت را از خانه بیرون كُن چون درنده شده است و باید او را كُشت، چون دیروز لباس فلان شخص را گرفته و پای او را مجروح كرده و امروز هم لباس دیگری را گرفته و پای او را زخمی كرده است، پس آن مرد ذمی نزد سگش رفت و طنابی به گردنش انداخت و او را به نزد پیامبر اكرم آورد ، وقتی سگ پیامبر را دید، پس به إذن خدا با یك زبان واضح و روشن گفت: السّلام علیك یا رسول الله، چه چیز باعث شده كه شما اینجا تشریف بیاورید و به چه سبب قصد كُشتن مرا دارید؟!

حضرت به سگ فرمودند: چون تو لباس فلانی و فلانی را پاره پاره كرده‎ای و آنها را مجروح ساخته‎ای، سگ گفت: یا رسول الله، این اشخاصی را كه نام بُردید اینها منافق و نواصب هستند (نواصب كسانی هستند كه به حضرت علی علیه السلام دشنام می‎دهند) و دشمن پسر عمت علی بن ابیطالب هستند و اگر اینطور نبودند من با آنها كاری نداشتم و چنین نمی‎كردم و اینها دشنام دادن به حضرت علی را جایز می‎دانند، پس مرا غیرت پدری و غرور عربی گرفت و به آنها حمله نمودم، پیامبر اكرم هنگامی كه این سخن را از سگ شنیدند از کشتن او منصرف شدند و به صاحبش امر كردند كه به این سگ توجه بیشتری بكند و سفارش او را نمودند، در این هنگام پیامبر خواستند كه برگردند كه صاحب سگ جلو رسول خدا آمد و گفت؟ آیا شما دارید می‎روید در حالی كه سگ من شهادت داد به اینكه شما رسول خدائید و اینكه پسر عموی شما ولی خدا می‎باشد! پس آن مرد ذمی شهادتین را گفت و مسلمان شد و همه كسانی كه در خانة او بودند نیز مسلمان شدند.




بحار الانوار ، جلد 41 ص246





طبقه بندی: محمد مصطفی (ص)، 
برچسب ها: معجزات پیامبران و امامان،
آرشیو مطالب
آخرین مطالب
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب ارسال شده: عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

قالب وبلاگ