تبلیغات
معجزات پیامبران و امامان - تعریف اعجاز
معجزات پیامبران و امامان
اعطنی بمسئلتی ایاک جمیع خیر الدنیا و جمیع خیر الاخره
 
تاریخ : شنبه 12 مرداد 1392 | نویسنده : مهدی عبدالهی

دانشمندان اسلامى در تعریف معجزه گفته‏اند:[۱]

“معجزه، امر خارق عادتى است که مقرون به تحدى باشد و از طرفى مطابقت با ادعا داشته باشد” خوارق عادت، رویدادهایى هستند که بر خلاف عادت امور و اشیا و عملکرد معهود قوانین طبیعى مى‏باشند. این که گفته شد: معجزه خارق عادت است، نه بدین معنا است که معجزه، استثنایى است از قانون علیت. معجزه، نفى علل نیست چون قانون علیت، هم مورد پذیرش برهان است و هم قرآن. قانون علیت[۲] و خوارق عادت، هر دو مورد پذیرش قرآن کریم‏اند، ولى معارفى را هم به بشریت عرضه مى‏کند؛ مانند این که زمام علل به دست خدا است، اسباب مادى مستقل در تأثیر نیستند و سبب واقعى خدا است[۳] و از جمله اسبابى که در مورد معجزات مؤثر است، نفوس انبیا مى‏باشد[۴] و مبدئى که در نفوس انبیا و اولیا و مؤمنین قرار دارد، مافوق تمام اسباب ظاهرى و غالب بر آنها است.[۵]

نتیجه این که، معجزه و سایر امور خارق العادة همانند امور عادى به اسباب طبیعى محتاج هستند و علاوه، هر دو (معجزه و امور عادى) از اسباب باطنى بهره‏مند هستند، و اسباب باطنى با آن چه که ما آنان را به عنوان اسباب مى‏شناسیم متفاوت هستند، ولى در امور عادى، اسباب ظاهرى و عادى توأم با اسباب باطنى و حقیقى بوده و آن اسباب باطنى هم توأم با اراده و امر خدا مى‏باشند. البته گاهى اسباب حقیقى با اسباب ظاهرى هماهنگى نمى‏کنند و در نتیجه، سبب ظاهرى از سببیّت افتاده و آن امر عادى موجود نمى‏شود، چون اراده و امر خدا بدان تعلق نگرفته است. برخلاف امور خارق العادة که مستند به اسباب طبیعى عادى نبوده بلکه به اسباب طبیعى غیر عادى تکیه دارند؛ یعنى به اسبابى که براى عموم مردم قابل لمس نیست. البته اسباب طبیعى غیر عادى نیز مقارن به اسباب حقیقى و باطنى و در نهایت مستند به اذن و اراده خدا مى‏باشند.

از شروط دیگر معجزه، مقرون بودن به تحدّى است؛ یعنى پیامبرى که معجزه به دست او جارى مى‏شود از همگان، به ویژه منکران و ناباوران، مى‏خواهد که اگر معجزه‏ى او را عمل عادى مى‏دانند و حاکى از صدق دعوت او نمى‏شمارند، نظیر آن را بیاورند.[۶]

به عبارت دیگر، معجزه؛ یعنى “بینه و آیت الاهى” که براى اثبات یک مأموریت الاهى صورت مى‏گیرد و لذا محدود به شرایط خاص و مقرون به تحدّى مى‏باشد.[۷]

از جمله مواردى که در معجزه شرط است و در تعریف معجزه بیان شده، این است که مطابقت با دعوا داشته باشد؛ یعنى اگر کسى ادعاى نبوت مى‏کند و معجزه‏ خودش را، به عنوان مثال، شفا دادن کور مى‏داند، باید کور شفا پیدا کند تا دلیلى بر صدق او باشد.[۸]

پس معجزه، خرق عادت است و خرق عادت گرچه شامل سحر و کهانت و استجابت دعا و امثال آن مى‏شود، اما سحر و کهانت تاب مقاومت در برابر معجزه را ندارند و اسبابش، مغلوب مى‏شوند و معجزه، از این جهت معجزه است که عوامل طبیعى و غیر عادى آن، مغلوب واقع نمى‏گردند و همواره قاهر و غالب‏اند.[۹] سحر و جادوگرى نه منشاء الاهى دارد و نه منشاء طبیعى و ما به ازاى واقعى و نفس الامرى، و غالباً بر چشم بندى، از جمله سبقت گرفتن بر سرعت دید و ایهام و تخیل و تلقین مبتنى است و اگر در بعضى موارد هم منشاء طبیعى داشته باشد، در خدمت اهداف شرّ است و غالباً با جهل و خرافات توأم مى‏باشد؛ یعنى خارق العاده‏ بشرى در هدف هم با معجزه پیامبران، تفاوت دارد. پیامبران معجزات را به منظور هدایت و راهنمایى بشر مى‏آورند نه سرگرمى… .

از طرف دیگر، معجزه قید و شرط خاصى ندارد بدین معنا که براى انجام آن نیاز به تعلم و تمرین نیست برخلاف آن چه که مرتاضان انجام مى‏دهند که از سویى به تعلم و تمرین محتاج هستند و از سوى دیگر نمى‏توانند هر کارى را انجام دهند. و این به خاطر این است که معجزه‏ پیامبران متکى به نیروى لایزال و نامحدود الاهى است ولى خارق العاده‏اى که از دیگران سرمى‏زند از نیروى محدود انسانى مایه مى‏گیرد و لذا است که خارق عادت بشرى قابل معارضه است و احدى جرأت ندارد که تحدى کند.[۱۰]

البته پیامبر قبل از نبوت نیز می تواند کارهای خارق العاده ای انجام دهد که به آن “ارهاص” گفته می شود.[۱۱]

آرى، معجزه فقط بعد از آغاز دعوت پیامبران و همراه با تحدى سرمى‏زند و در غیر اینصورت اگر عمل خارق العاده‏اى از پیامبر ملاحظه شود، کرامت شمرده مى‏شود هرچند که عرفاً همه‏ى کرامات انبیا و ائمه‏ى اطهار (علیهم السلام) معجزه شمرده مى‏شوند.[۱۲]







[۱]. ر ک: علامه حلى، کشف المراد فى شرح تجرید الاعتقاد، حسن زاده آملى، ص ۳۵۰ – ۳۵۳؛ تعلیقات آیت الله حسن زاده بر کشف المراد، ص ۵۹۵؛ مکارم شیرازى، رهبران بزرگ و مسئولیت هاى بزرگتر، ص ۱۱۹ – ۱۵۳، مقدمه‏اى بر جهان بینى اسلامى -شهید مطهرى – چاپ جامعه مدرسین، ۱۳۶۲، ص ۱۷۹ – ۲۰۸؛ طباطبایی، محمد حسین، المیزان، ج۱، ص ۵۸ – ۹۰؛ ترجمه فارسى المیزان، ج۱، ص ۹۳ – ۱۴۰؛ انسان کامل از دیدگاه نهج البلاغه، ص ۸ – ۲۱؛ دکتر ملکشاهى، ترجمه و شرح اشارات ابن سینا، نگارش، ص ۴۶۶ – ۴۹۱؛ ملاصدرا، شواهد الربوبیة، مرحوم سبزوارى و تعلیق و تصحیح و مقدمه سید جلال آشتیانى، ص ۳۴۰ – ۳۴۹، چاپ دوم ، فصل فى اصول المعجزات وخوارق العادات؛ ملاصدرا، مبدء و معاد، ترجمه احمد بن محمد الحسینى اردکانى به کوشش عبدالله نورانى، ص ۵۳۸ – ۵۴۹٫

[۲]. طلاق، ۳؛ حجر، ۲۱؛ قمر، ۴۹٫

[۳]. اعراف، ۵۴؛ بقره، ۲۸۴؛ حدید، ۵؛ نساء، ۸۰؛ آل عمران، ۲۶؛ طه، ۵۰؛ بقره، ۲۵۵؛ یونس، ۳٫

[۴]. مؤمن، ۷۸٫

[۵]. صافات، ۱۷۳؛ مجادله، ۲۱؛ مؤمن، ۵۳٫

[۶]. ر ک: خرمشاهى، بهاء الدین، جهان غیب و غیب جهان، ص ۴۵ – ۸۳٫

[۷]. ر ک: مطهرى، مقدمه‏اى بر جهان بینى اسلامى، ص ۱۸۹، چاپ جامعه مدرسین.

[۸]. کشف المراد فى شرح تجرید الاعتقاد، ص ۳۵۰٫

[۹]. در داستان سحره فرعون وقتى آنها کار حضرت موسى را دیدند خود فهمیدند که کار حضرت موسى معجزه است چون سحرها بلعیده شدند و لذا به عجز خود اعتراف کردند و…، اعراف، ۱۰۵ – ۱۲۵٫

[۱۰]. ر ک: مکارم شیرازى، رهبران بزرگ و مسئولیت هاى بزرگتر، ص ۱۱۹ – ۱۵۳٫

[۱۱]. ر ک: کشف المراد فى شرح تجرید الاعتقاد، ص ۳۵۲ (با اندکی تصرف).

[۱۲]. همان، ص ۳۵۳؛ جهان غیب و غیب جهان، ص ۴۶ 




طبقه بندی: معجزه چیست؟، 
آرشیو مطالب
آخرین مطالب
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب ارسال شده: عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

قالب وبلاگ